احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
139
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
روز يكشنبه دهم ژانويه 1915 كاردرف شارژهدافر آلمان باتفاق نگارنده بمجلس رفتيم و بمؤتمن الملك پيرنيا تبريك گفتيم اسامى هيئت رئيسه باينقرار بود : مؤتمن الملك رئيس - حاج سيد نصر اللّه تقوى نايب رئيس - سليمان ميرزا و حاجى عز الممالك و آصف الممالك و مبصر الملك منشى در مراجعت از مجلس بديدن حاجى على قليخان سردار اسعد شتافتيم . چون در اين ايام منافع آلمان و روسيه در اصفهان مورد كشمكش واقع شده و دولت مركزى توانائى اعمال قدرت نداشت و سردار محتشم بختيارى حكمران اصفهان اختيارات را در حوزه خود مركزيت داده بود بدين لحاظ از حاج على قليخان خواهش كرديم در فرماندار اصفهان اعمال نفوذ نمايد و او را وادار بحمايت از دكتر پوژن قونسول آلمان كند . 2 شنبه 11 ژانويه 1915 با كاردرف بديدن آصف السلطنه رفته از تبريكاتى كه مشار اليه از طرف اعليحضرت نموده بود اظهار تشكر كرديم . حاج سيد نصر اللّه تقوى روز سهشنبه دوازدهم ژانويه 1915 ساعت چهار بعد از ظهر باتفاق فن كاردرف بديدن شاهزاده عين الدوله در باغ مجيديه رفتيم ( مجيديه در شمال شرقى تهران محل فعلى كارخانه آبجوسازى واقع است ) شاهزاده دردپا داشت روى تخت استراحت كرده بود معذالك متجاوز از يكساعت از اوضاع عمومى مملكت مخصوصا از دستهبنديهاى پارلمان صحبت كرد ائتلاف دو حزب دمكرات و اعتداليون را مضر ميدانست . فن كاردورف از وطنپرستى مستوفى الممالك تمجيد بسيار نمود و با بقاء ايشان در سر كار اصرار ورزيد گفت ابتدا گمان ميكردم مستوفى فعاليت ندارد ولى حالا ميبينم كه مقتضيات وقت را ملاحظه ميكرده است روزبروز بر جديت او افزوده مىشود . عين الدوله كليه اين اظهارات را بر خلاف عقيده باطنى خود تصديق نمود . فن كاردورف گفت موقع خدمت به وطن است و بشاهزاده تكليف كرد عضويت كابينه را بپذيرد عين الدوله جواب مبهمى داده و گفت از خدمت به وطن به اين روز افتادم ! شب و روز نگارنده ملاقاتى با رئيس الوزراء به عمل آوردم و راجع به حسنرفتار عساكر عثمانى اظهاراتى نمودم مستوفى الممالك گفت اعتراضى به آنها ندارم جز اينكه برطبق آخرين خبر سردار مكرى و فرزندش را تيرباران نمودهاند و حال آنكه سفير كبير عثمانى به من قول داده بود بسردار مكرى صدمه جانى و مالى نخواهد رسيد مستوفى علاوه نمود كه اين شخص از خانواده نجيبى است و هيچ تقصيرى جز رعايت